خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویش
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو ای تن برامش میا و مروتو ای سر به شادی مخسب و مخیز
۲
تو ای دل دژم باش و هموار باشتو ای دیده خون ریز و پیوسته ریز
۳
نبینید پیری که جان مرانشسته ست چون شیری اندر نخیز
۴
بناگوش من پر ز شمشیر کردز موی سپید اینت کین و ستیز
صفحهٔ ۱ از ۲