شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوب

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عطای یعقوب از مرگ تو هراسیدمشدی و نبود بیشم ز مرگ هیچ هراس
۲
دریغ لفظی بر همه نمط همه گوهردریغ طبعی بر هر گهر همه الماس
۳
سپهر معطی شانست و هیچ عیب نبوداگر به چون تو عطا بر جهان نهاد سپاس
۴
و گرت بستد و رشک آمدش عجب نبودکه در کمال و بزرگی تو را نبود قیاس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth