شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۸۷ - دست بدان قبضه خنجر زدیم

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گردن و گوش غزل و مدح رابی حد پیرایه و زیور زدیم
۲
بی مر با بخت در آویختیمبا فلک سفله بسی سر زدیم
۳
سود ندیدیم ز نوک قلمدست بدان قبضه خنجر زدیم
۴
خیره فرو ماند فلک زانکه مابر بت و بتخانه و بتگر زدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth