خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بد
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شادهر لحظه ای ز زخم تو درد دگر کشم
۲
بس آب گرم و باد خنک هر شبی که مناز دیدگان ببارم و از سینه برکشم
۳
یا پاره کن به قهر گریبان عمر منیا دامنی بده که بدان پای درکشم
صفحهٔ ۱ از ۱