شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۱۱۹ - تبارک الله ازین بخت و زندگانی من

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تبارک الله ازین بخت و زندگانی منکه تا بمیرم زندان بود مرا خانه
۲
اگر شنیدمی از دیگران حکایت خودهمه دروغ نمودی مرا چو افسانه
۳
چو من مهندس دیدی که کردی از سمجیبخاری و طنبی مستراح و کاشانه
۴
ضعیف چشمم بی آفتاب چون خفاشهمی بسوزم بی شمع همچو پروانه
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth