خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱۴۳ - شکوه از سعایت ابوالفرج
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بوالفرج شرم نامدت که بجهدبه چنین حبس و بندم افکندی
۲
تا من اکنون ز غم همی گریمتو به شادی ز دور می خندی
۳
شد فراموش کز برای تو بازمن چه کردم ز نیک پیوندی
۴
مر تو را هیچ باک نامد از آنکنوزده سال بوده ام بندی
صفحهٔ ۱ از ۴