شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۵ - مدح خواجه ابونصر

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواجه بونصر پارسی که جهانهیچ همتا نداردش ز مهان
۲
آن دبیری که تا قلم برداشتهمه بر صحن درج سحر نگاشت
۳
و آن سواری که تا سوار شدستزو دل کفر بی قرار شدست
۴
شاه را بوده نایب کاریکرده شغل سپاهسالاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth