خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طعنه زنی که یار کنم دیگرطعنه مزن که من نکنم باور
۲
تو جان و دل ز بهر مرا خواهیمن از دل تو آگهم ای دلبر
۳
جان و جهان من به تو خوش باشدای روی تو ز جان و جهان خوشتر
۴
ای طیره گشته از رخ تو لالهوی شرم خورده از لب تو شکر
صفحهٔ ۱ از ۲