خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۱ - مدیح ابوالفرج نصر بن رستم
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هجران تو ای شهره صنم باد خزانستکاین روی من از هجر تو چون برگ رزانست
۲
در طبع نشاطم طمع وصل چنانستدر باغ دلم باد فراق تو همانست
۳
انگشت و زبان رهی از عشق گرانستکاندر دل من نیست ز لهو و طرب آثار
۴
هجران تو بر جان من از رنج حشر کردخون جگرم باز ز دو دیده بدر کرد
صفحهٔ ۱ از ۱۸