خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۲۸
رباعیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من غرقه ز خون دیده بودم همه شببالله که هوا ندیده بودم همه شب
۲
از شادی دل رسیده بودم همه شبدر سایه غم خزیده بودم همه شب
۳
تا نرگس تو چو گل شد و گل بیخوابوز آتش روی تو روان بود گلاب
۴
تابیده به پیش رویت آن زلف بتابچون باده بر آبگینه بر روی تو آب
صفحهٔ ۱ از ۱