شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حقّا که به حسن تو ملک نیستگفتم به یقین و هیچ شک نیست
۲
شوری ز لب تو در جهان استکامروز لبی بدان نمک نیست
۳
در خون و رگ من است مهرتبی مهر تو هیچ خون و رگ نیست
۴
چشمان تو قلب دل شکستندرو غمزه که حاجت کمک نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth