شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سنبل تر دمیده بر گل دوستبوی گل می‌دمد ز سنبل دوست
۲
باد عنبر شمیم می‌گذردیافت بویی مگر ز کاکل دوست
۳
هر تجمل که هست در خورشیدذره ای نیست با تجمل دوست
۴
به جفا از درش نخواهد رفتدوستان را بود تحمّل دوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth