شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو خاک تا نشود تختهٔ من اندر خاکز لوح سینه نگردد رقوم عشق تو پاک
۲
ز سوز سینه خبر می‌دهد به غمّازیسرشک سرخ و رخ زرد و دیدهٔ نمناک
۳
متاب رشتهٔ زلفت ز ما درین گردابکه میل کشتی ما می‌کند نهنگ هلاک
۴
چه غم ز طعنهٔ دشمن اگر تو باشی دوستکه نیش همدم نوش است و زهر با تریاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth