خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۱ - در تغزل و مدح اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سهی سرو رهی و قد خرامان تراسجده برده مه گردون رخ رخشان ترا
۲
بندگی کرده عقیق یمن و در عدنشب و روز از بن دندان لب و دندان ترا
۳
صبح دم جامه چو در سرفگنی نشناسندخلق از مطلع خورشید گریبان ترا
۴
بوستانیست همه پر گل و ریحان رویتهیچ آفت نرسد مرسادا گل و ریحان ترا!
صفحهٔ ۱ از ۴