خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۵۸ - در مدح اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفت آن نگار و عشق آن نگار مانداو شد ز دست و دست نشاطم ز کار ماند
۲
از دیده رفته چهرهٔ همچنون نگار اووز اشک دیده چهرهٔ من پر نگار ماند
۳
از چشم من جمال دو رخسار یار رفتوندر دلم خیال دو رخسار یار ماند
۴
بودی مرا قرار دل از دیدن رخشاو رفت وبی رخش دل من بی قرار ماند
صفحهٔ ۱ از ۷