خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۹۷ - در مدح ملک اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مظلم شبی دراز از طرهٔ نگار گشته سیه زمان و شده تیر روزگار
۲
افلاک شسته چهرهٔ خود را برنک تیرو آفاق کرده جامهٔ خود را بلون قار
۳
بر خلق تنگ گشته مساکن چو کام کور بر چرخ داده نور کواکب چو چشم مار
۴
شب پر بلا و واقعه چون روز رستخیز ره پر نهیب و حادثه چون خشم کردگار
صفحهٔ ۱ از ۸