خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۰۴ - نیز در مدح ملک اتسز گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهان سرای غرورست، نی سرای سرورطمع مدار سرور اندرین سرای غرور
۲
بعاقبت بحسام هوان شود مجروحدلی که او بحطام جهان شود مسرور
۳
فساد دین همه از جمع خواسته است و تراهمیشه همت بر جمع خواسته مقصور
۴
ز حال عقبی چون گمرهان مشو غافلبمال دنیا چون ابلهان مشو مغرور
صفحهٔ ۱ از ۱۱