خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۱۲ - در مدح اتسز خوارزمشاه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی در نیکویی روی تو معجزدل من گشت عشقت را مجاهز
۲
نبیند چون من و تو هیچ دیده بعشق و حسن در آفاق هرگز
۳
ز رویت نیکوان شهر طیره ز چشمت جادوان دهر عاجز
۴
بعارض گشته ای مه را معارض بغمزه گشته ای دل را مغمز
صفحهٔ ۱ از ۷