خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح خاقان کمال الدین محمود
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هجر روی و لعل تو،ای لعبت طراز بر روی زرد کرده ام از خون دل تراز
۲
ناکامم از تو ، ورچه برآوردمت به کام رنجورم از تو ، ورچه بپروردمت به ناز
۳
هستم ز حسرت بر چون سیم خام تو چونان که زر پخته بود در دهان گاز
۴
وز آرزوی آن لب چون انگبین تو چون موم مانده ام ز تف سینه در گداز
صفحهٔ ۱ از ۵