خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی فروخته حسن تو در جهان آتش زده مرا غم تو در میان جان آتش
۲
اگر بر آرم از اندوه عشق تو نفسی بگیر از نفس من همه جهان آتش
۳
نماند از آتش دل آب چشم و ترسم از آنک بجای آب ز چشمم شود روان آتش
۴
برتر از ز پیدا در میان خارادل مراست ز تیمار در میان آتش
صفحهٔ ۱ از ۱۱