خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۵۲ - نیز در مدح اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوا تیره است، آن بهتر که گیری بادهٔ روشنز دست لعبت مهروی مشکین موی سیمین تن
۲
شده انواع نزهت را لب نوشین او موضع شده اسباب عشرت را رخ رنگین او معدن
۳
رخش چون ارغوان، لکن برو پیدا شده سنبلبرش چون پرنیان ، لیکن در آن پیدا شده آهن
۴
بشرط سنت بهمن بباید ساختن جشنیز رخسار چنین معشوق ، خاصه در مه بهمن
صفحهٔ ۱ از ۸