خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ملک اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غریو کوس تو در گوش بانگ ارغنون جزع گشت فام از گرد خیلت گنبد فیروزه گون
۲
با سر تیغ تو عمر سرکشان گشته هبا در کف سهم تو جان گرد نان مانده زبون
۳
در فلک از عمر تو معمور عالمهای جان بر زمین از تیغ تو موجود دریاهای خون
۴
دست گوهر ببخشد ، زان قبل شمشیر تو گوهر خود را نیارد از حجاب خون برون
صفحهٔ ۱ از ۶