خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۷۱ - نیز در مدح ملک اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتی ، که ماه برد روشنی ز طلعت او ربودن دل عشاق گشته صنعت او
۲
چو شب سیاه شود در دو چشم من عالم اگر نبینم روزی جمال طلعت او
۳
همیشه سوی وفای ویست رغبت منهمیشه سوی جفای منست رغبت او
۴
ضمیر دوست قران کرده با عداوت مندل منست قرین گشته با محبت او
صفحهٔ ۱ از ۷