شعر را زندگی کن
خلوتی با وطواط

شمارهٔ ۱۷۷ - نیز در ستایش ملک اتسز گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جهان از سر زلف تو معطر گشتههمه آفاق ز روی تو معنبر گشته
۲
خوب چون یوسف پیغمبری و بی تو مرادیده چون دیدهٔ یعقوب پیمبر گشته
۳
دهند و چشم تو چون پسته و بادام شده زلف و بالای تو شمشاد و صنوبر گشته
۴
چهرهٔ من ز فراق تو و دیده ز غمت معدن زر شده و موضع گوهر گشته
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth