خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ملک اتسز
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ! جمال تو بر ماه کرده طنازیسزاست بر سر خوبان تو را سرافرازی
۲
به چشم طنز کنی گر کنی به ماه نظربدان جمال تو را هست جای طنازی
۳
به دست قهر ز لشکر گه جمال همیسرای پردهٔ خورشید را براندازی
۴
تو خود نتازی و ندر صف نکورویانهمی خرامی و از نیکویی همی تازی
صفحهٔ ۱ از ۶