خلوتی با وطواط
شمارهٔ ۸۱ - در مدح پادشاه
مقطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خدایگانا ، آنی که دشمنان ترا دریده نیزه و تیر تو سینه و حدقه
۲
نجاح تو بمعالی هزار چون جراح رباح تو ببزرگی هزار چون صدقه
۳
منم ، که رقت احوال من بدان درجه است که مانده ام متحیر در انده نفقه
۴
طمع بریده ام از جامگی ، از آن امروز مرا نکایت دشمن فگند ازان طبقه
صفحهٔ ۱ از ۲