خلوتی با جامی
بخش ۹ - حکایت ذوالنون و ابو یزید قدس الله تعالی سرهما
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داد ذوالنون به بایزید پیامکای گرفته به خواب خوش آرام
۲
سر برآور که وقت بیگه گشتپای در نه که کاروان بگذشت
۳
بایزیدش جواب داد که مردآن بود در سرای صلح و نبرد
۴
که رود شب به خواب از همه پیشبامدادان رسد به منزل خویش
صفحهٔ ۱ از ۲