شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۸ - شیخ شمس الدین تبریزی شیخ اوحدالدین کرمانی را قدس الله سرهما دید که در هنگامه های دمشق می گردید از وی پرسید که در چه کاری گفت آفتاب را در طشت آب می بینم گفت اگر بر قفا دمل نداری چرا بر آسمانش نمی بینی

دفتر دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمس تبریز دید کاوحد دینکرده نظاره بتان آیین
۲
در دمشق از هوای غمزه زنانگرد هنگامه هاست طوف کنان
۳
سر بدو برده آشکار و نهفتگفت ای شیخ در چه کاری گفت
۴
چشمه آفتاب می بینملیک در طشت آب می بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth