خلوتی با جامی
بخش ۴۰ - قصه آن گلخنی که در مشاهده جمال شاهزاده آتش در ژنده اش گرفت و از ژنده به تنش رسید و وی از همه بی خبر بود
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رخ شاهزاده گلخنیییافت در دل ز مهر روشنیی
۲
شد چو از ره سواره بگذشتیگلخنی در نظاره گم گشتی
۳
چو در آمد ز درد عشق ز پایساخت در تنگنای گلخن جای
۴
چند گه شاهزاده ره پیمودگلخنی در نظاره گه ننمود
صفحهٔ ۱ از ۳