شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۶۶ - قصه آن جوان معشوق و پیر عاشق

دفتر دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود شوخی نشسته بر لب بامبا فروزان رخی چو ماه تمام
۲
بر شکسته کلاه گوشه نازگشته نازش هلاک اهل نیاز
۳
پیری آمد سفید موی شدهپشتی از بار دل دو توی شده
۴
روی خود را به خاک می مالیدوز دل دردناک می نالید
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth