شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۶۸ - به بام برآمدن وی قدس سره هر آخر روز و با آفتاب خطاب کردن

دفتر دوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هم ز وی آورند کآخر کارچون شد این درد بر دلش بسیار
۲
چهره خور چو زرد فام شدیشیخ دین بر کنار بام شدی
۳
اشک چون ریختی گهر سفتیرو به خورشید کردی و گفتی
۴
کای جهانگرد آسمان پیمایشب تاریک کاه روز افزای
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth