شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴ - پایه دعاگویی جناب خداوندگاری چنان بلند است که مادام که قلم بلند بالا پای بر قبه قصر قصه قیصر و کنگر ایوان داستان نوشیروان ننهاد سر او به آن نرسید لاجرم سر کرده و سر بر آن درآورده همواره این رقم می زند که سایه دولتش پاینده باد و آفتاب معدلتش تابنده

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کاش نوشیروان کنون بودیعدلش از پیشتر فزون بودی
۲
تا ز دعوی عدل شرمندهخسرو روم را شدی بنده
۳
کردی از بندگی سرافرازیپیش شاه مجاهد غازی
۴
پشت بر پشت شاه و شاه نشانبندگانش ز جاه شاه وشان
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth