شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۱ - حکایت بیوه زنی از نسا و باورد که سخنی درشت پرداخت و سلطان محمود را گرم ساخت و به سخنی دیگر نرم گردانید و به سر حد دادخواهی رسانید

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیش سلطان عاقبت محمودکه شه تختگاه غزنین بود
۲
پیر زالی ز خطه باوردخط باوردیان برون آورد
۳
که عوانی ز خلعت دین عورچشم جانش ز نور ایمان کور
۴
به تغلب گرفت باغش راساخت جا کلبه فراغش را
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth