خلوتی با جامی
بخش ۱۶ - حکایت هرمز بن کسری و منادی فرمودن وی سپاه را که به کشت کس درمیایید و بریدن گوش آن کس که آن منادی را گوش نکرد
دفتر سوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پور کسری که داشت هرمز نامدل به عدلش گرفته بود آرام
۲
چون برون آمدی ز شهر سپاهاین منادی زدی به هر سر راه
۳
که عناون در کف هوس منهیدپای در کشتزار کس منهید
۴
فی المثل هر که خوشه ای شکندپر کاهی ز خرمنی بکند
صفحهٔ ۱ از ۶