شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۴ - قصه آن طبیب که آفت رسیده ای را بی وجود اسباب معالجه کرد

دفتر سوم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به یکی از ملوک سامانیداشت دوران طبیبی ارزانی
۲
در همه کارها بدو همدمدر همه رازها بدو محرم
۳
دادیش در حضور خود پیوستنبض جمع مخدرات به دست
۴
روزی از گفت و گوی خلق خلاصبود با او درون خلوت خاص
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth