خلوتی با جامی
بخش ۲۴ - حکایت شخصی که در ولادت فرزند از بزرگی استمداد همت کرده بود و باز از برای خلاصی از شر وی از همان بزرگ استمداد می کرد
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش شیخی رفت آن مرد فضولبهر بی فرزندیش خاطر ملول
۲
گفت با من دار شیخا همتیتا ببخشد کردگارم دولتی
۳
تازه سروی روید از آب و گلمکز وجود او بیاساید دلم
۴
یعنی آید در کنارم یک پسرکز جمال او شود روشن بصر
صفحهٔ ۱ از ۶