شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۳ - حکایت آن زاغ بر لب دریای شور که حواصل وی را آب شیرین می داد اما وی را آن قبول نیفتاد

سلامان و ابسال

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود همچون بوم زاغی روز کورجا گرفته بر لب دریای شور
۲
بودی از دریای شور آبشخورشدادی آن شورابه طعم شکرش
۳
از قضا مرغی حواصل نام اوحوصله سر چشمه انعام او
۴
سایه دولت به فرق او فکندنامدش شورابه دریا پسند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth