خلوتی با جامی
بخش ۵۱ - حکایت روباه و روباه بچه
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت با روباه بچه مادرشچون به باغ میوه آمد رهبرش
۲
میوه چندان خور که بتوانی به تگرستگاری یافتن ز آسیب سگ
۳
گفت ای مادر چو بینم میوه راکی توانم کار بست این شیوه را
۴
حرص میوه پرده هوشم شودوز گزند سگ فراموشم شود
صفحهٔ ۱ از ۱