شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۵۷ - حکایت فراخ بودن زندان تنگ بر زلیخا در مشاهده یوسف علیه السلام

سلامان و ابسال

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یوسف کنعان چو در زندان نشستبر زلیخا آمد از هجران شکست
۲
خان و مان بر وی چو زندان تنگ شدسوی زندان هر شبش آهنگ شد
۳
گفت با او فارغی از داغ عشقناچشیده میوه ای از باغ عشق
۴
چند ازین بستانسرای نازنینچون گنهکاران شوی زندان نشین
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth