خلوتی با جامی
بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویه
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوهکن کانبازی پرویز کردروی در شیرین شورانگیز کرد
۲
دید شیرین سوی خود میل دلششد به حکم آنکه دانی مایلش
۳
غیرت عشق آتش سوزان فروختخرمن تمکین خسرو را بسوخت
۴
کرد حالی حیله ای تا زال دهرریخت اندر ساغر فرهاد زهر
صفحهٔ ۱ از ۲