خلوتی با جامی
بخش ۶۶ - تنگدل شدن سلامان از ملامت پدر و روی در صحرا نهادن و آتش افروختن و با ابسال به هم به آتش درآمدن و سوخته شدن ابسال و سالم ماندن سلامان
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست درعالم ز عاشق زارترنیست کار از کار او دشوارتر
۲
نی غم یار از دلش زایل شودنی تمنای دلش حاصل شود
۳
مایه آزار او بیگاه و گاهطعنه بدخواه و پند نیکخواه
۴
چون سلامان آن نصیحت ها شنیدجامه آسودگی بر خود درید
صفحهٔ ۱ از ۴