خلوتی با جامی
بخش ۶۸ - بازماندن سلامان از ابسال و زاری کردن بر مفارقت او
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باشد اندر دار و گیر روز و شبعاشق بیچاره را حالی عجب
۲
هر چه از تیر بلا بر وی رسداز کمان چرخ پی در پی رسد
۳
ناگذشته از گلویش خنجریاز قفای آن درآید دیگری
۴
گر بدارد دوست از بیداد دستبر وی از سنگ رقیب آید شکست
صفحهٔ ۱ از ۸