خلوتی با جامی
بخش ۷۰ - شنیدن پادشاه حال سلامان را و عاجز ماندن از تدبیر کار او و در تدبیر آن به حکیم رجوع کردن
سلامان و ابسال
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سلامان ماند از ابسال اینچنینبود در روز و شبش حال اینچنین
۲
محرمان آن پیش شه گفتند بازجان او افتاد ازان غم در گداز
۳
داشت با ابسال صد اندوه بیشآمدش بی او غمی چون کوه پیش
۴
با ویش غم بود و بی وی نیز هماز ضمیر او نشد ناچیز غم
صفحهٔ ۱ از ۸