شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۲۱ - صحبت سیم با پیر حقیقت بین و یافتن مرید گوهر مقصود از حقه حق الیقین

تحفة‌الاحرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چاشت که خورشید علم برفراشتظلمت سایه به زمین کم گذاشت
۲
هر علم از سایه فزاید پناهجز علم خور که بود سایه کاه
۳
خنجر زرین چو کشید از شکوهسایه شد از دشت گریزان به کوه
۴
چهره چو افروخت ز نیلی تتقزیب دگر یافت افق تا افق
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth