شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۴۷ - حکایت عمر عبدالعزیز که در همه عمر عزیز از افسر عین عدالت سربلند بود و از حلقه میم مروت کمربند

تحفة‌الاحرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون ثمر دوحه عبدالعزیزدولت دین شد شرف ملک نیز
۲
قاعده عدل عمر تازه کردملک و خلافت به یک اندازه کرد
۳
کوه نشینان که ز ظلم سپاهخاسته بودند ز سرهای راه
۴
پویه کنان بر سر راه آمدندبهر خبر پرسی شاه آمدند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth