شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۵۳ - حکایت زاغی که چند روز در قفای کبکی دوید و از رفتار خود بازمانده به وی نرسید

تحفة‌الاحرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاغی از آنجا که فراغی گزیدرخت خود از باغ به راغی کشید
۲
زنگ زدود آینهٔ باغ راخال سیه گشت رخ راغ را
۳
دید یکی عرصه به دامان کوهعرضه‌ده مخزن پنهان کوه
۴
سبزه و لاله چو لب مهوشانداده ز فیروزه و لعلش نشان
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth