شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۵۷ - حکایت عاشقی که در حضور معشوق به قصد دیگری دیده گشاد و بدان کج نظری از نظر معشوق افتاد

تحفة‌الاحرار

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوالهوسی بر سر راهی رسیدجلوه کنان چارده ماهی بدید
۲
هاله شده گرد قمر معجرشخیمه زده بر مه و خور چادرش
۳
نغمه سرا جنبش خلخال اونافه گشا زلف ز دنبال او
۴
نعره برآورد که ای خودپرستپای مکن تیز که رفتم ز دست
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth