خلوتی با جامی
بخش ۴۱ - حکایت آن خفته چشم بیدار دل که روح الله به سر وقت وی رسید و عذر خواب کردن وی را از وی پسندید
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیسی آن روح که این صورت جسمبود بر گنج الهیش طلسم
۲
روزی از دل در راحت می زدگام در راه سیاحت می زد
۳
دید در کنج یکی دیر خرابخفته ای رخت خرد داده به خواب
۴
دیده از نادره دیدن بستهگوش از نکته شنیدن بسته
صفحهٔ ۱ از ۵