خلوتی با جامی
بخش ۵۳ - حکایت آن حاجی غریب با آن جنی مهیب
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رهروی روی به تنهایی کردبهر حج بادیه پیمایی کرد
۲
راحله پای بیابان پیمایقافله دیو و دد جان فرسای
۳
تف نشان جگرش موج سرابگرد شوی قدمش چشم پر آب
۴
جز عصا کس نگرفته دستشغیر نعلین نه کس پابستش
صفحهٔ ۱ از ۴