خلوتی با جامی
بخش ۶۲ - حکایت آن بنده گنهکار که چون دولت عفوش دست داد بر آن نیستاد و پای در میدان طلب رضا نهاد
سبحةالابرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با ادب بنده ای از به طلبیگام زن شد به ره بی ادبی
۲
بس ادب ورز که از لغزش پایمرکز بی ادبی سازد جای
۳
خواجه را ساخت چو آتش غضبشسوختن خواست به داغ ادبش
۴
رفت و با اشک ندامت ریزیکرد آغاز شفیع انگیزی
صفحهٔ ۱ از ۴